سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ

87/2/17
11:58 عصر

چند تا سهمیه می تونه جای یک نگاه پدر رو برای آدم بگیره...؟

بدست اسماعیل معنوی در دسته

سلام

سلامی به معصومیت نگاه کودک همسایه

گفتیم که می خواهیم از عدالت بگوییم وبی عدالتی از عدالتی که این روزها بسیار پایمالش می کنند به نام برپایی اش چه خیانت ها که به او روا نمی دارند.

نمی دانم چرا یاد امید افتادم  پسر همسایه مان را می گویم امسال دانشجوی دانشگاه آزاد است. می گفت وقتی استاد شغل پدرم را پرسید در جوابش گفتم "شهید شده" ناگهان چند نفر از همکلاسی هایم با پوزخندی حساب شده گفتند : پس با سهمیه اومدی دانشگاه...؟ خودش می گفت که از خجالت هلویی شده بود ببخشید آلبالویی...   ولی یک لحظه به خودش اومد یاد اون لحظه ای که از دوستای باباش شنیده بود پدرش با چه شجاعتی روی مین رفته بود خداییش شاید خیلی شنیده باشی ولی بازهم وقتی آدم خودش رو جای اون کسی می ذاره که خودش رو روی مین پرتاب می کنه دلش می ریزه  از خاطره مون دور نشیم گفت به خودم اومدم وبرگشتم بهشون حالی کردم که اولا اگه من وشما الان اینجا نشستیم بخاطر ایثار اونها بوده تازه این سهمیه افزوده بر ظرفیت دانشگاه است که هزینه اون را هم تا حدی بنیاد تامین می کند پس به این ترتیب فرزندان شهدا توی دانشگاه جای کسی رو نگرفتن بلکه به عبارتی یک صندلی اضافه کردن نمی دونم شما هم مثل من متوجه حرف امید شدید یا نه ولی خواستم این رو بگم که شاید بعضی از ما حتی نتونیم چند روز دوری پدر ومادرمون رو تحمل کنیم پس چطور اون جوونی که از پدرش فقط یک عکس زیبا ویک پلاک دیده گه گاهی از بعضی از ما متلک می شنوه...؟

 

راستی به نظر شما چند تا سهمیه و امتیازهای ورودی ها می تونه جای یک نگاه پدر رو برای آدم بگیره...؟